برخی از خصوصیت های حضرت ابوالفضل العباس (ع)
فضائل
و بزرگی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام آنقدر زیاد است که از عهده این
پاسخ و این چند سطر بر نمی آید اما به اختصار به پارهای از ویژگیهای حضرت
عباس علیه السلام می پردازیم:
فضائل و بزرگی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام آنقدر زیاد است که از
عهده این پاسخ و این چند سطر بر نمی آید اما به اختصار به پارهای از
ویژگیهای حضرت عباس علیه السلام می پردازیم:


الف. بندگی و عبودیت: امام صادق
علیهالسلام به زیارت عموی خود عباس بن علی علیهالسلام رفت. در
زیارتنامهای که در برابر ایشان انشا فرمود این گونه آمده: «السلام علیک
ایها العبد الصالح؛ (کامل الزیارات،ص 440، 441) سلام بر شما ای بنده
شایسته» همچنین آمده: «ای عزیزی که مطیع خدا و رسول و امیرالمؤمنین، حسن و
حسین علیهمالسلام بودی». (العباس بن علی، ص 198)
ب.
عصمت: بیشک عصمت دارای مراتبی است که اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و
آله در اوج آن قرار دارند تا آنجا که انبیای عظام - به جز خاتم آنها - به
آن مرتبه غبطه میخوردند. رسولان الهی همگی معصوماند؛ اما تعیین مرتبه
کمال آنها و سطحبندی آنان نه در توان ما و نه در حد این مقال است. به نظر
میرسد عباس بن علی علیهالسلام یکی از آن بزرگ پاسداران معصوم الهی است
که در کربلا حضور یافته است. کوتاه سخن این که در کربلای حسینی سه معصوم
از امامان حضور یافتهاند: حضرت امام حسین علیهالسلام، امام علی بن
الحسین علیهالسلام و حضرت امام محمد باقر علیهالسلام. غیر از آنان، چهار
معصوم دیگر در آن مصاف حاضر بودهاند: حضرت علی اکبر، حضرت علی اصغر، حضرت
زینب کبری و حضرت عباس بن علی علیهمالسلام.
اما چرا عباس؟ پاسخ این پرسش را از سخن طبری به نقل از ابیمخنف برگرفتهایم: بعدازظهر تاسوعا بود که سپاه عمر سعد همه بر جنگ آماده بودند. ناگهان عمر بن سعد فریاد زد: «یا خیل الله ارکبی، و ابشری بالجنة؛ (تاریخ الامم و الملوک،ج 5، ص 416) ای لشکر خدا! سوار شوید که شما را به بهشت بشارت باد» همه بر اسب سوار و به سوی امام حسین علیهالسلام حملهور شدند. عباس علیهالسلام به امام حسین علیهالسلام عرض کرد: ای برادر! دشمن به شما روآورده است, امام از جا برخاست و فرمود: ای عباس! سوار شو، جانم فدایت ای برادر! تا این که آنها را ملاقات کنی، پس به آنها بگو چه میکنید و چه میخواهید»(ابصارالعین،ص 163) بیشک،از عبارت بنفسی انت (جانم فدایت) عصمت حضرت عباس ثابت میشود. چرا که هرگز در کلام امام، غلو راه ندارد. پس واقع را بیان میکند و عباس علیهالسلام آن قدر کمال دارد و از خطا و عیب مبری است که این گونه مورد خطاب ولی الله علیهالسلام قرار میگیرد.
ج. مواسات: از ویژگیهای ستوده اخلاقی «مواسات» یعنی اعانت و یاری و برابری با مقام امامت و ولایت است. در روایات فراوانی، اهل بیت علیهمالسلام یاران خود را به این شیوه فراخواندهاند.
حضرت امام صادق علیهالسلام رابطه عباس علیهالسلام با امام حسین علیهالسلام را این گونه وصف کرده و مورد سلام قرار داده است: «السلام علی ابیالفضل العباس المواسی اخاه بنفسه؛ سلام بر ابوالفضل العباس، آن عزیزی که برادرش را با ایثار جان خویش یاری کرد»(اقبال الاعمال،ج 3، ص 74) او در راه حیات و بقای حسین علیهالسلام و اهداف او جان داد تا برادرش و اهداف او زنده بماند. در بخش دیگر امام صادق علیهالسلام قمر بنیهاشم را این گونه وصف کردهاند: «... فنعم الاخ المواسی...؛ چه خوب برادر یکرنگ و یگانهای بودید» او در تمام مشکلات و مصائب امام، خود را شریک میدانست و تلاش میکرد تا فدایی و جاننثار حسین علیهالسلام باشد.
د. ایمان استوار
درباره ایمان حضرت عباس علیهالسلام به بیانی از امام صادق علیهالسلام برمیخوریم که آن حضرت عموی خویش را این گونه ستودهاند: «کان العباس... صلب الایمان؛ (ابصارالعین، ص 57) عباس علیهالسلام پیوسته مردی سخت ایمان بود». یعنی ایمان او نرم و انعطافپذیر نبود که هرجا به نفعش باشد با ایمان باشد و گرنه ایمان خود را بفروشد.
ه. تیزبینی و دوراندیشی: امام صادق علیهالسلام دربارهی عباس علیهالسلام فرموده است: «کان العباس نافذ البصیرة؛ (العباس بن امیرالمومین، ص 108) عباس پیوسته (بیداری) تیزبین و دوراندیش بود» او به ظاهر امر چندان نظر نمیکرد؛ بلکه بیشتر به عمق و باطن کار چشم دوخته بود.
ز. تلاش برای کسب رضایت امام علیهالسلام: حضرت عباس علیهالسلام از امامش جهاد و مبارزه با قوم گمراه را درخواست کرده بود؛ اما امام به او پاسخ منفی داده بود. او بار دیگر، آوردن آب و سیرابی اطفال را تقاضا کرده و پاسخ مثبت دریافت کرده بود. پس در طلب آب رهسپار میدان شده بود. امام جواد علیهالسلام این نکته را در زیارت ناحیه مقدسه مورد اشاره قرار داده، میفرمایند: «الساعی الیه بمائة؛ (اقبال الاعمال، ج 3، ص 74) عباس برای آوردن خواسته امامش که آوردن آب بود، تلاش کرد».
ح. جانباختگی در راه امام علیهالسلام: در زیارت ناحیه آمده «المقطوعة یداه» (همان) حضرت عباس علیهالسلام دو دست مبارکش در راه امامش قطع شد.
ط. خیرخواهی برای خدا و رسول و امام: در زیارت ناحیه آمده «اشهد لقد نصحت لله و لرسوله و لاخیک؛ (عباس بن امیرالمومنین، ص 108) شهادت میدهم که تو خیرخواه خداوند، رسول او و برادرت بودی» جدا شدن دست، جان دادن و ایثار عباس علیهالسلام تنها به سبب خیرخواهی امام، پیامبر و خدا بود.
ی. دیانت در رفتار:
عباس علیهالسلام عصر عاشورا هنگام ورود به شریعه فرات از فرط عطش آب را به دهان نزدیک کرد؛ ناگاه به خود آمد، با شدت آب را بر آب ریخت و گفت: «تا الله ما هذا فعال دینی(همان،ص 110) به خدا قسم، این رفتار خوشایند دین من نیست»
ک. وفا به عهد و پیمان: علامه «عبدالحسین حلی رحمةالله» در کتاب النقد التنزیة از «فخر الذاکرین» به قول عدهای از شاهدان عینی نقل کرده: روزی امیرالمؤمنین علیهالسلام عباس را صدا زد و او را به خود چسبانید و بین دو چشم او را بوسید و از ابوالفضل چنین عهد و پیمان گرفتند: «در روز عاشورا، هنگامی که به آب رسیدی، مبادا از آن قطرهای بنوشی، در حالی که برادرت حسین تشنه لب است».(همان)
ل.صبر و شکیبایی: در صبح عاشورا، عباس علیهالسلام برادان خود (عبدالله، جعفر، عثمان) را که همه از یک مادر (امالبنین) بودند فراخواند و گفت: « (ای برادران) پیش افتید تا خیرخواهی شما را به خدا و رسول ببینم ». (ارشاد، ج 2، ص 109؛ مقاتل الطالبین، ص 82).
«ابوحنیفه دینوری» نیز میگوید: عباس فرمود: «جانم فدای همگی شما، از جای برخیزید و از آقای خود حمایت کنید تا در این راه جان بازید، پس برادران همگی بر جهاد پیشی گرفتند تا که به مقام شهادت نائل آمدند»(اخبار الطوال، ص 380).
م. علم و یقین: بیشک کسی که در دامن علی مرتضی علیهالسلام - باب مدینهی علم نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم - تربیت شود و پس از او تحت تعلیم امام حسن علیهالسلام و سپس امام حسین علیهالسلام باشد، در علوکمال علمی خواهد بود. روایت آمده است: «ان العباس بن علی زق العلم زقا؛ (اسرار الشهاده، ج 2، ص 512) عباس بن علی قبل از آن که توان تحصیل علم یابد، آن را تغذیه کرده است». از این عبارت فهمیده میشود که علم او، برگرفته از تعلیمات مدرسهای نبوده، بلکه علمی الهی بوده است که با علم رسمی تفاوت دارد. در کتاب کبریت احمر آمده: «ان العباس من اکابر و افاضل فقهاء اهل البیت بل انه عالم غیر متعلم؛ (عباس بن امیرالمومنین، ص 53) عباس بزرگترین و فاضلترین فقیهان (عمیقاندیشان) اهل بیت است، بلکه او دانشمندی تعلیم نادیده است) در این سخن، اشارهای است به او از علم الهی لدنی برخوردار بود.
ن. عروج به والاترین مراتب کمال: چون ابوالفضل عباس در این دنیا از والاترین مراتب برخوردار بود و نیز به ظاهر دو دست و بازوی خود را در این راه نثار کرد، در عالم معنا هم خدای تعالی ایشان را دو بال عنایت فرموده که همگان به علو مرتبهی او غبطه میخورند. عبارت امام زین العابدین علیهالسلام گویای این واقعیت است: «او جانش را فدای برادرش کرد تا این که دستانش قطع شد، پس به جای آن خدای تعالی دو بال به او عنایت فرموده تا با فرشتگان در بهشت پرواز کند، همان طوری که برای جعفر بن ابیطالب قرار داد».(کتاب الخصال، ص 68)
ص. جاننثاری حسین علیهالسلام: این، نکتهای نیست که کسی از آن بیخبر باشد. اما سخن امام سجاد علیهالسلام در اینباره شایان توجه است: «روزی نگاه امام سجاد علیهالسلام به عبیدالله پسر عباس بن علی علیهماالسلام افتاد، پس امام گریان شد و سپس فرمود: روزی چون روز احد بر رسول خدا سخت نیامد، در آن روز عمویش حمزه - فرزند عبدالمطلب - شیر خدا و شیر پیامبر کشته شد و بعد از آن روز موته بود که در آن پسر عمویش جعفر بن ابیطالب کشته شد؛ و روزی چون روز حسین نبود، سی هزار مرد اطراف او ازدحام کردند، در حالی که آنها میپنداشتند که از این امت هستند. هر کدام به ریختن خون او طلب قرب به خدای تعالی داشتند. او خدا را به آنها یادآوری میکرد، ولی آنها موعظهپذیر نبودند تا این که او را بر مبنای ستم و تعدی و دشمنی کشتند. سپس فرمود: خدا عباس را رحمت کند. پس البته او ازخودگذشتگی کرد و به مصیبت افتاد. خود را فدای برادرش کرد تا این که دستانش قطع شد. پس به جای آن دو، خداوند متعال دو بال به ایشان داد که با آن دو، با ملائک در بهشت به پرواز آید. همان گونهای که به جعفر بن ابیطالب عنایت کرد. و البته برای عباس نزد خداوند تبارک و تعالی مقام و منزلتی است که همه شهدا تا قیامت به آن غبطه میخورند و آرزوی آن را دارند».(بحار الانوار، ج 44، ص 298 و ج 22، ص 274)
ع. والاترین شهید: یکی از مهمترین ویژگیهای حضرت عباس علیهالسلام این است که همه شهیدان به حال او غبطه میخورند. امام سجاد علیهالسلام فرمود: «و ان العباس عندالله تبارک و تعالی منزلة یغبطه علیها جمیع الشهداء یوم القیامة؛ (کتاب الخصال، ص 68) نزد خداوند تبارک و تعالی برای عباس مقام و مرتبهای است که همه شهدا در قیامت به آن غبطه میخورند».
منبع:www.khazaei.mihanblog.com
اما چرا عباس؟ پاسخ این پرسش را از سخن طبری به نقل از ابیمخنف برگرفتهایم: بعدازظهر تاسوعا بود که سپاه عمر سعد همه بر جنگ آماده بودند. ناگهان عمر بن سعد فریاد زد: «یا خیل الله ارکبی، و ابشری بالجنة؛ (تاریخ الامم و الملوک،ج 5، ص 416) ای لشکر خدا! سوار شوید که شما را به بهشت بشارت باد» همه بر اسب سوار و به سوی امام حسین علیهالسلام حملهور شدند. عباس علیهالسلام به امام حسین علیهالسلام عرض کرد: ای برادر! دشمن به شما روآورده است, امام از جا برخاست و فرمود: ای عباس! سوار شو، جانم فدایت ای برادر! تا این که آنها را ملاقات کنی، پس به آنها بگو چه میکنید و چه میخواهید»(ابصارالعین،ص 163) بیشک،از عبارت بنفسی انت (جانم فدایت) عصمت حضرت عباس ثابت میشود. چرا که هرگز در کلام امام، غلو راه ندارد. پس واقع را بیان میکند و عباس علیهالسلام آن قدر کمال دارد و از خطا و عیب مبری است که این گونه مورد خطاب ولی الله علیهالسلام قرار میگیرد.
ج. مواسات: از ویژگیهای ستوده اخلاقی «مواسات» یعنی اعانت و یاری و برابری با مقام امامت و ولایت است. در روایات فراوانی، اهل بیت علیهمالسلام یاران خود را به این شیوه فراخواندهاند.
حضرت امام صادق علیهالسلام رابطه عباس علیهالسلام با امام حسین علیهالسلام را این گونه وصف کرده و مورد سلام قرار داده است: «السلام علی ابیالفضل العباس المواسی اخاه بنفسه؛ سلام بر ابوالفضل العباس، آن عزیزی که برادرش را با ایثار جان خویش یاری کرد»(اقبال الاعمال،ج 3، ص 74) او در راه حیات و بقای حسین علیهالسلام و اهداف او جان داد تا برادرش و اهداف او زنده بماند. در بخش دیگر امام صادق علیهالسلام قمر بنیهاشم را این گونه وصف کردهاند: «... فنعم الاخ المواسی...؛ چه خوب برادر یکرنگ و یگانهای بودید» او در تمام مشکلات و مصائب امام، خود را شریک میدانست و تلاش میکرد تا فدایی و جاننثار حسین علیهالسلام باشد.
د. ایمان استوار
درباره ایمان حضرت عباس علیهالسلام به بیانی از امام صادق علیهالسلام برمیخوریم که آن حضرت عموی خویش را این گونه ستودهاند: «کان العباس... صلب الایمان؛ (ابصارالعین، ص 57) عباس علیهالسلام پیوسته مردی سخت ایمان بود». یعنی ایمان او نرم و انعطافپذیر نبود که هرجا به نفعش باشد با ایمان باشد و گرنه ایمان خود را بفروشد.
ه. تیزبینی و دوراندیشی: امام صادق علیهالسلام دربارهی عباس علیهالسلام فرموده است: «کان العباس نافذ البصیرة؛ (العباس بن امیرالمومین، ص 108) عباس پیوسته (بیداری) تیزبین و دوراندیش بود» او به ظاهر امر چندان نظر نمیکرد؛ بلکه بیشتر به عمق و باطن کار چشم دوخته بود.
ز. تلاش برای کسب رضایت امام علیهالسلام: حضرت عباس علیهالسلام از امامش جهاد و مبارزه با قوم گمراه را درخواست کرده بود؛ اما امام به او پاسخ منفی داده بود. او بار دیگر، آوردن آب و سیرابی اطفال را تقاضا کرده و پاسخ مثبت دریافت کرده بود. پس در طلب آب رهسپار میدان شده بود. امام جواد علیهالسلام این نکته را در زیارت ناحیه مقدسه مورد اشاره قرار داده، میفرمایند: «الساعی الیه بمائة؛ (اقبال الاعمال، ج 3، ص 74) عباس برای آوردن خواسته امامش که آوردن آب بود، تلاش کرد».
ح. جانباختگی در راه امام علیهالسلام: در زیارت ناحیه آمده «المقطوعة یداه» (همان) حضرت عباس علیهالسلام دو دست مبارکش در راه امامش قطع شد.
ط. خیرخواهی برای خدا و رسول و امام: در زیارت ناحیه آمده «اشهد لقد نصحت لله و لرسوله و لاخیک؛ (عباس بن امیرالمومنین، ص 108) شهادت میدهم که تو خیرخواه خداوند، رسول او و برادرت بودی» جدا شدن دست، جان دادن و ایثار عباس علیهالسلام تنها به سبب خیرخواهی امام، پیامبر و خدا بود.
ی. دیانت در رفتار:
عباس علیهالسلام عصر عاشورا هنگام ورود به شریعه فرات از فرط عطش آب را به دهان نزدیک کرد؛ ناگاه به خود آمد، با شدت آب را بر آب ریخت و گفت: «تا الله ما هذا فعال دینی(همان،ص 110) به خدا قسم، این رفتار خوشایند دین من نیست»
ک. وفا به عهد و پیمان: علامه «عبدالحسین حلی رحمةالله» در کتاب النقد التنزیة از «فخر الذاکرین» به قول عدهای از شاهدان عینی نقل کرده: روزی امیرالمؤمنین علیهالسلام عباس را صدا زد و او را به خود چسبانید و بین دو چشم او را بوسید و از ابوالفضل چنین عهد و پیمان گرفتند: «در روز عاشورا، هنگامی که به آب رسیدی، مبادا از آن قطرهای بنوشی، در حالی که برادرت حسین تشنه لب است».(همان)
ل.صبر و شکیبایی: در صبح عاشورا، عباس علیهالسلام برادان خود (عبدالله، جعفر، عثمان) را که همه از یک مادر (امالبنین) بودند فراخواند و گفت: « (ای برادران) پیش افتید تا خیرخواهی شما را به خدا و رسول ببینم ». (ارشاد، ج 2، ص 109؛ مقاتل الطالبین، ص 82).
«ابوحنیفه دینوری» نیز میگوید: عباس فرمود: «جانم فدای همگی شما، از جای برخیزید و از آقای خود حمایت کنید تا در این راه جان بازید، پس برادران همگی بر جهاد پیشی گرفتند تا که به مقام شهادت نائل آمدند»(اخبار الطوال، ص 380).
م. علم و یقین: بیشک کسی که در دامن علی مرتضی علیهالسلام - باب مدینهی علم نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم - تربیت شود و پس از او تحت تعلیم امام حسن علیهالسلام و سپس امام حسین علیهالسلام باشد، در علوکمال علمی خواهد بود. روایت آمده است: «ان العباس بن علی زق العلم زقا؛ (اسرار الشهاده، ج 2، ص 512) عباس بن علی قبل از آن که توان تحصیل علم یابد، آن را تغذیه کرده است». از این عبارت فهمیده میشود که علم او، برگرفته از تعلیمات مدرسهای نبوده، بلکه علمی الهی بوده است که با علم رسمی تفاوت دارد. در کتاب کبریت احمر آمده: «ان العباس من اکابر و افاضل فقهاء اهل البیت بل انه عالم غیر متعلم؛ (عباس بن امیرالمومنین، ص 53) عباس بزرگترین و فاضلترین فقیهان (عمیقاندیشان) اهل بیت است، بلکه او دانشمندی تعلیم نادیده است) در این سخن، اشارهای است به او از علم الهی لدنی برخوردار بود.
ن. عروج به والاترین مراتب کمال: چون ابوالفضل عباس در این دنیا از والاترین مراتب برخوردار بود و نیز به ظاهر دو دست و بازوی خود را در این راه نثار کرد، در عالم معنا هم خدای تعالی ایشان را دو بال عنایت فرموده که همگان به علو مرتبهی او غبطه میخورند. عبارت امام زین العابدین علیهالسلام گویای این واقعیت است: «او جانش را فدای برادرش کرد تا این که دستانش قطع شد، پس به جای آن خدای تعالی دو بال به او عنایت فرموده تا با فرشتگان در بهشت پرواز کند، همان طوری که برای جعفر بن ابیطالب قرار داد».(کتاب الخصال، ص 68)
ص. جاننثاری حسین علیهالسلام: این، نکتهای نیست که کسی از آن بیخبر باشد. اما سخن امام سجاد علیهالسلام در اینباره شایان توجه است: «روزی نگاه امام سجاد علیهالسلام به عبیدالله پسر عباس بن علی علیهماالسلام افتاد، پس امام گریان شد و سپس فرمود: روزی چون روز احد بر رسول خدا سخت نیامد، در آن روز عمویش حمزه - فرزند عبدالمطلب - شیر خدا و شیر پیامبر کشته شد و بعد از آن روز موته بود که در آن پسر عمویش جعفر بن ابیطالب کشته شد؛ و روزی چون روز حسین نبود، سی هزار مرد اطراف او ازدحام کردند، در حالی که آنها میپنداشتند که از این امت هستند. هر کدام به ریختن خون او طلب قرب به خدای تعالی داشتند. او خدا را به آنها یادآوری میکرد، ولی آنها موعظهپذیر نبودند تا این که او را بر مبنای ستم و تعدی و دشمنی کشتند. سپس فرمود: خدا عباس را رحمت کند. پس البته او ازخودگذشتگی کرد و به مصیبت افتاد. خود را فدای برادرش کرد تا این که دستانش قطع شد. پس به جای آن دو، خداوند متعال دو بال به ایشان داد که با آن دو، با ملائک در بهشت به پرواز آید. همان گونهای که به جعفر بن ابیطالب عنایت کرد. و البته برای عباس نزد خداوند تبارک و تعالی مقام و منزلتی است که همه شهدا تا قیامت به آن غبطه میخورند و آرزوی آن را دارند».(بحار الانوار، ج 44، ص 298 و ج 22، ص 274)
ع. والاترین شهید: یکی از مهمترین ویژگیهای حضرت عباس علیهالسلام این است که همه شهیدان به حال او غبطه میخورند. امام سجاد علیهالسلام فرمود: «و ان العباس عندالله تبارک و تعالی منزلة یغبطه علیها جمیع الشهداء یوم القیامة؛ (کتاب الخصال، ص 68) نزد خداوند تبارک و تعالی برای عباس مقام و مرتبهای است که همه شهدا در قیامت به آن غبطه میخورند».
منبع:www.khazaei.mihanblog.com